نخستین بارگفتش از کجایی؟
بگفت از دار ملکآشنایی!
بگفت:آنجا به صنعت در چه کوشند؟
بگفت:انده خرند و جانفروشند!
بگفتا:جان فروشی در ادب نیست!
بگفت:از عشق بازان این عجبنیست!
بگفت: از دل شدی عاشق بدینسان؟
بگفت: از دل تو می گویی من ازجان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت: از جان شیرینم فزوناست
بگفتا: هر شبش بینی چو مهتاب؟
بگفت: آری چو خواب آید کجاخواب
بگفتا: دل زمهرش کی کنی پاک؟
بگفت: آنگه که باشم خفته درخاک
بگفتا:گرخرامی در سرایش؟
بگفت:اندازم این سر زیرپایش
بگفتا: گر کند چشم ترا ریش؟
بگفت: این چشم دیگر آرمشپیش
بگفتا: گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت:آهن خورد ور خود بودسنگ
بگفتا: چونی از عشق جمالش؟
بگفت:آنکس نداند جزخیالش...
بگفتا: گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت: این از خدا خواهم بهزاری!
بگفتا: گر به سر یابیش خشنود؟
بگفت: از گردن این وام افکنمزود!
بگفت: آسوده شو کاین کار خام است
بگفت: آسودگی بر من حراماست
بگفتا:روصبوری کن در این درد

بگفت: از جان صبوری چون توانکرد؟!
بگفت: از صبر کردن کس خجل نیست
بگفت: این دل تواند کرد دلنیست!!
بگفتا در غمش می ترسی از کس؟
بگفت: از محنت هجران اوبس...

/ 6 نظر / 8 بازدید
خانم گل

بابا شعر! خیلی حال کردم گل خانم! میگم مگه من چند تا سمانه ججججون دارم معلومه با تو بودم دیگه! دوسسسست دارم

Alone Boy

من اگر باد نوبهار شوم همچو موی تو،مشکبار شوم دامن افشان،روم به هر سویی که بدزدم ز هر گل بویی همه را جا دهم به دامانم به امیدی که،بر تو افشانم گر بیایی به سیر باغ و چمن سر نهد شاخ گل،به دامن من که گلی را از او جدا سازم پیش پایت،به خاک اندازم خم کنم سبزه های رعنا را تا تو،آسوده تر نهی پا را هر قدم،بنگرم قفای تو را که ببوسم،نشان پای تو را گر شوم ژاله ی سحرگاهان که بود چون ستاره ای تابان صبحدم،راه بوستان گیرم در میان گلی،مکان گیرم گر تو دستی بر او دراز کنی که لبش را به بوسه باز کنی بری اش چون به ناز،سوی لبت غلتم از برگ گل،به روی لبت بر لبت، چون یکی حباب شوم بوسم آن را ز شوق و آب شوم...

مسعود

سلام خانم سمانه وبتون زیباست[گل]

ستاره(فرهاد کوه کن)

موافقم با اسم ××بغض عشق×× لینکمکن وخبرم کن تا بلینکمت راستی شرط لینک رو خوندی؟؟کامنت اول

بهاره

سلام! خیلی خوبه! کاش شمااهل کرج بودین! نیستی؟

ایدا

بگذار قصه را از این جا شروع کنم از همین بی تو بودنهااز همین سایه روشن چشم های ابری ات ............... بگذار از همین جا شروع کنم از خودم که شبی مهتابی برای همیشه ............... گفتم خودم! راستی تازگی ها او را ندیده ای؟ آپم[گل]