شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمامشب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
نمی دانم چرا؟ نمی دانم کجا؟ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلبدریایی ترک برداشت...
نمی دانم چرا؟

/ 6 نظر / 17 بازدید
ایدا

سلام ممنون از لمس بودنت.[گل]