"به نامه خدایی که من را زاده ز احساس آفرید"


سکوت می کنم
دست به قلم می شم
برای کسی که هرچی احساس دارم برای او زاده شده .
سکوت میکنم ودر آرامشی خاص به تو می نگرم
به تو که همه ی دنیای منی
آرامش قلب من از  توست
برای توست
به تیک تیک ثانیه در سکوت عادت کردم ثانیه ها می گذرند
چند تار سپید من روز به روز بیشتر می شود ...
حسی خوبی دارم
یک جا نشستم و یه جا خیره شدم قلم در دستم احساسی ندارد
این قلم است که دریای احساس من است
چشم در چشمان تو در قاب عکس دخیل بستم
به نوشته هام نگاه کن
ببین چرا هنوز دل به تو بستم

/ 0 نظر / 5 بازدید