امروز اولین امتحان رو دادم وای وقتی برگه امتحان رو دادن از اول تا آخر سوالارو نگاه کردم

سرم گیج رفت سوال اخرو که دیدم شوکه شدم

سوال یک و 2 که ماشالله هرکدوم اندازه یک صفحه و نصفی جوابش شد اون وقت جناب

استاد برای همچین سوالی 3 نمره گذاشته همه سوالات رو جواب دادم تا به سوال آخر

موندم چیکار کنم آقا گفته بود پروژتون رو تفسیر کنید اونم 4 نمره آخه چه ربطی به این

درسمون داشت اونم برای پروژه ما نوشتنش خیلی سخت بود هیچی یادم نمیومد آخه

همش از روی شناسه های شرکت انجام داده بودیم 1 جدول بود که هر کدوم خودش 3 تا

فرایند داشت چطوری میشد که تو ذهنم بمونه و بخوام بنویسم یه چرت و پرتی نوشتم

ولی از هرکدوم از جدولا فقط یکی دوتا اسم کارشناسو نوشتم

باریکلا به این حس ششمم دیروز تو دلم گفتم نکنه یه وقت بیاد همچین سوالی بده

دقیقا همون سوال که تو ذهنم بود رو داده بود یکی نیست بگه خوب چرا تو که همچین

حسی داشتی یه نگاه بهش ننداختی

دعا کنید اون چیزایی که نوشتم رو قبول کنه و نمره کاملم رو بده خیلی خونده بودم خورد تو ذوقم

 

/ 27 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

خوبی سمانه جونم؟ امتحانا خوب پیش میره؟ امیدوارم که یکم از فکر اون در اومده باشی... بخدا همیشه تو خاطرم هستی عزیزم.. ممون که همیشه میای پیشمو با نظرات دلگرمم میکنی[ماچ]

khanumi

سلام.مرسی سمانه جون. دیگه دلخور نیستم.آشتی کردیم[لبخند]

khanumi

درکت میکنم. منم وسط امتحانامم. 4شنبه هم یه امتحان سخت دارم.[ناراحت] ایشالا موفق باشی

khanumi

یه سوال؟ رشته ات چیه؟[نیشخند]

سمانه

سمانه جون بخاطر استرسی که داری دهنت تب خال زده... لعنتی خیلی بده سعی کن خنکی بخوری عزیزم... گلاب واسه اروم کردن تپش قلب خوبه گرچه که میدونم دلیل اضطرابات چیه... یکم فکرتو ازاد کن...مویز بخور واسه تقویت حافظه خوبه... تو رو خدا مواظب خودت باش و فکرای جانبی رو از سرت بیرون کن تو که درسات خوبه حیفه عزیزم

فرناز

مرسی عزیزم که بهم سر زدی. ایشالا امتحاناتو خوب بدی. من که جونم دراومده.

غزال

منم دقیقا همینم هرچی حس میکنم توی امتحان میاد و نمیخونم دقیقا میاد

khanumi

امروز از دیروز به قیامت نزدیکتریم،به خدا چطور؟