ای به داد من رسیده، تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی، تو شبای خلوت من
ای تبلور حقیقت، توی لحظه‌های تردید
تو شبو از من گرفتی، تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی، برای من تکیه‌گاهی
برای من که غریبم، تو رفیقی، جون پناهی
یاور همیشه مؤمن، تو برو سفر سلامت
غم من مخور که دوری، برای من شده عادت
ناجی عاطفه من، شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من، از تن تو خون گرفته
وقتی شب شب سفر بود، توی کوچه‌های وحشت
وقتی همسایه کسی بود، باسه بردنم به غربت
وقتی هر ثانیه شب، تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست، بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی، به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی، پرده شبو دریدی
ای طلوع اولین دوست، این رفیق آخر من
به سلامت سفرت خوش، ای یگانه یاور من
مقصدت هر جا که باشه، هر جای دنیا که باشی
اونور مرز شقایق، پشت لحظه‌ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت، سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق دست بی‌ریای من بود



تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٩ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سمانه | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس