ساده بودم ساده ،‌ساده مثل کف دست

 
من نمی دانستم ساده بودن سخت است

 
مثل آیینه آب صاف و آسان بودم

 
دل و دستم یک رنگ

 
مثل باران بودم ، مثل باران بودم

 
که به خاک افتادم ، دل بریدم رفتم ،‌به سفر تن دادم

 
خشک سالی در پشت ، قحط سالی در پیش

 
به تو روی آوردم در گریزم از خویش

 
ساده بودم ساده ،‌ آب مثل کف دست

 
من چه می دانستم ساده بودن سخت است

 
به تو دل خوش کردم

 
به تو عاشق بودم

 
شدم آیینه تو

 
صاف و صادق بودم

 
تو به من می گفتی ساده بودن زیباست

 
عشق مثل خود تو ،ساده مثل خود ماست

 
عشق آزاده نبود ، عاشقی ساده نبود

 
همسفر اهل سفر ، راهی جاده نبود

 
مثل خوابی کوتاه عشق هم آمد و رفت

 
به همان آسانی دست سختی زد و رفت

 
قصه من این بود ، این سر آغازم شد

 
بعد از آن قصه عشق غم هم آوازم شد

 
ساده بودم ساده هستی ام در کف دست

 
من نمی دانستم ساده بودن سخت است

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٧ | ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سمانه | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس